تبليغاتX
محمد باقر پورامینی

محمد باقر پورامینی
دست نوشته ها
قالب وبلاگ
 

اولين جلسه نقد کتاب" پيامبر اعظم، سيره و تاريخ " برگزار شد

 اولين جلسه نقد کتاب" پيامبر اعظم، سيره و تاريخ "با حضور مولف کتاب و اعضاي گروه تاريخ و سيره پژوهشکده مطالعات معارف اسلامي و مديران گروه‌هاي علمي برگزار شد.

به گزارش پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي، در ابتداي جلسه حجت الاسلام والمسلمين قنادي رئيس پژوهشکده مطالعات معارف اسلامي با بيان اين که يکي از اولويت‌هاي پژوهشکده در سال جاري موضوع نقد کتاب به خصوص توليدات نهاد  است، به برنامه‌ريزي و زمانبندي آن براي ساير گروه‌هاي علمي پژوهشکده تا پايان سال اشاره کردند. سپس اعضاي گروه علمي تاريخ و سيره هر کدام جداگانه به بيان ديدگاه‌هاي خود درباره اين کتاب و نقدهاي وارده به آن پرداختند. در ادامه حجت الاسلام پوراميني مولف کتاب با استقبال از بعضي نقدهاي وارده توضيحاتي ارائه كردند. در پايان نقدهاي وارده براي بررسي و اعمال در چاپ هاي بعدي کتاب تحويل اداره مشاوره و مولف شد.

به گزارش پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي، در اين جلسه که با حضور مولفان آن، حجت الاسلام و المسلمين پوراميني و همکاران برپا خواهد شد اعضاي گروه تاريخ و سيره پژوهشکده، حجج اسلام واعظي، فضلعلي، کمالي و عقيلي به نقد و ارزيابي آن خواهند پرداخت.

[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 4:42 ] [ محمد باقر پورامینی ] [ ]

هشت بهشت

بسیاری از مدیران دولت اسلامی تشنه حقیقت و ایمانند و پاکی روح خود را مرهون عمل به تعالیم آسمانی اند . برخی از این آموزه ها در قالب ادعیه ارزانی شده است تا طالبان از آن آب وصل بنوشند  و در پرتو حیات پاک این دنیایی ، حیات ابدی آن سرایی خویش را آباد سازند . برای این تشنگان راه ، «صحيفه سجاديّه» دریایی بی نهایت است . در این نوشتار ، هشته قطعه از نیایش «چهل و هشتم» صحیفه تقدیم می شود ؛ هشت بهشت برای مدیران پرهیزگار و رستگاری که از مردان آخرتی بشمار می آیند و مصداق این آیه اند: «هر كسى مرگ را مى‏چشد؛ و شما پاداش خود را بطور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت؛ آنها كه از آتش(دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شده‏اند و زندگى دنيا، چيزى جز سرمايه فريب نيست!»1.

** 

1.      مرا به حياتى خوش و پاكيزه زنده بدار كه به هر چه خواهم برسد و به آنچه دوست مى‏دارم پايان يابد، چندان كه دست به كارى نزنم كه تواش خوش نداشته باشى يا مرتكب كارى نشوم كه تو از آن نهى فرموده‏اى. از تو خواهم كه بميرانى مرا همانند آن كسان كه روشنايى‏شان در برابرشان و در سمت راستشان حركت مى‏كند.

2.      همچنان كه در اين جهانم در جايگاه رسوايان بر پاى نداشته‏اى در آن جهان نيز در جايگاه رسوايانم بر پاى مدار و در حق من نعمتهاى اين- جهانى با نعمتهاى آن جهانى و فوايد ديرينه با فوايد تازه توأم گردان و عمر مرا آن قدر دراز مكن كه به قساوت قلبم انجامد و بر سر من حادثه‏اى دردناك و سخت مفرست كه شكوه و آب و رنگ من از ميان ببرد و مرا به مقامى فرومايه كه قدر و منزلت من حقير گرداند يا به نقيصه‏اى كه بدان مقام و مرتبت خويش از كف بدهم گرفتار منماى.

3.      اى خداوند، مرا چنان مترسان كه ترسم به نوميدى كشد و چنان مرا بيم مده كه وحشت بر سراسر قلبم چيره شود. چنان كن كه ترسم تنها از عذاب تو باشد و وحشتم از انذار و هشدار تو و دهشتم به هنگام تلاوت آيات كتاب تو.

4.      مرا در وادى عصيان سرگشته رها مكن و تا زنده‏ام در ورطه سهو و بى‏خبريم وامگذار و مرا به حالى ميفكن كه ديگران از من پند گيرند يا سبب عبرت همگان شوم يا كسى در من بنگرد و گمراه شود. و در زمره كسانى كه با آنان مكر ميكنى، با من مكر مكن و ديگرى را به جاى من مگزين و نامم را به طومار گنهكاران مبر و تنم را در كشاكش گرفتاريهاى اين جهانى و عذابهاى آن جهانى ديگرگون منماى و مرا مضحكه مردم قرار مده و مسخره درگاه خود مساز. چنان كن كه پيوسته در جست‏وجوى خشنودى تو باشم و در تلاش براى انتقامجويى از دشمنان تو.

5.      خنكى عفوت را، حلاوت رحمتت را، روح و ريحان و بهشت پر نعمتت را ارزانى من دار و از فضل خويش به من بچشان طعم فراغت را در گزاردن آنچه تو دوست مى‏دارى و طعم مجاهدت را در آنچه موجب تقرب به درگاه توست و مرا تحفه‏اى كرامند عطا كن.

6.      چنان كن كه در تجارتم سود برم و بى‏هيچ زيان باز گردم و خوف ايستادن و پاسخ گفتن در روز باز جست را در دل من افكن و به ديدار خود مشتاق فرماى و به توبه‏اى بى‏بازگشت كه پس از آن نه گناه خردم باقى ماند نه گناه بزرگ، نه گناه آشكار و نه گناه پنهان، توفيق ده. بيخ كينه مؤمنان از سينه من بركن. قلبم را با مردمان فروتن مهربان گردان. با من چنان باش كه با صالحان هستى. به زيور پرهيزگارانم بياراى. نام نيك من بر زبان آيندگان جارى گردان آوازه من در ميان معاصران به نيكى بلند نماى و در روز رستاخيز مرا در زمره آنان كه با پيامبر تو مهاجرت كردند در آور.

7.      مرا فراخى نعمت ده به حد كمال و كرامتهاى آن از پى يكديگر به من ارزانى دار. دستان من از عطاى خود پر كن و مواهب كرامند خويش به سوى من روان دار. مرا در بهشتى كه براى برگزيدگان خويش آراسته‏اى، در جوار اولياى پاك خود جاى ده. تشريف عطاى خويش بر من بپوشان و در منازلى كه براى دوستانت مهيا ساخته‏اى مكان ده. (1) براى من مكانى مطمئن كه در آن آرام گيرم و جايى كه در آن مسكن گزينم و دلم شاد شود، برگزين.

8.      كيفر مرا با گناهان بزرگى كه مرتكب شده‏ام برابر منماى و در آن روز كه اسرار آشكار مى‏شود هلاكم مكن. هر شك و شبهتى از دلم بزداى. از دروازه‏هاى رحمت راه من به حق بگشاى. سهم مرا از مواهب نعم خود افزون فرماى و از سر افضال خويش نصيبم را از احسان و بخشش خود فراوان گردان.2

پی نوشت:

1.      آل عمران ، آیه 185.

2.      صحیفه سجادیه ، ترجمه عبدالمحمد آیتی.


موضوعات مرتبط: مدیریت
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 19:21 ] [ محمد باقر پورامینی ] [ ]

 

 «نوروز» سمبل تحول و تغيير

اى كه دستت مى‏رسد كارى بكن‏

پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار(1)

 نوروز در گنجينه معارف اهل بيت (ع) و متون روايى ما از منزلت و جايگاه خاص برخوردار است ؛ به گونه‏اى كه ايشان بر پاسداشت اين روز سخن رانده و از مناسبت‏هاى مهم آن ياد كرده‏اند، و راويان را با اسرار آن آشنا ساخته‏اند.(2) آنچه كه با درنگ در روايات بدست مى‏آيد آنست كه «نوروز» سمبل تحول و تغيير است، البته تحول به سمت نيكويى و بهتر شدن. از اين رو بزرگداشت چنين روزى آنچنان كه ايرانيان مسلمان انجام مى‏دهند، با اهميت خواهد بود.

 مهمترين سندى كه بر نكوداشت نوروز دلالت دارد، روايت معلّى بن خُنَيس از امام صادق (ع) است، و در برابر حديثى از امام كاظم (ع) وجود دارد كه «عيد» بودن آن را نفى كرده، آن را سنتى مى‏داند كه اسلام آن را محو ساخته است.(3) محدث بزرگ علامه محمد باقر مجلسى با قوى دانستن سند حديث معلى(4)، حديث دوم را بر تقيه حمل مى‏نمايد (5). هر چند كه در اين حديث، عيد انگاشتن نوروز نفى شده است ؛ عيدى كه همراه با پيرايه‏ها و خرافات باشد، چنين امرى نشان از نفى اصل بزرگداشت نوروز آنهم با توجه به مناسبت‏هاى مهم ذكر شده در روايت امام صادق(ع) نيست.

 با محور قرار دادن روايت معلى بن خنيس، به تفصيل از سيماى نوروز ياد مى‏كنيم

 الف. چرايى پاسداشت

 معلّى در گزارش خود چنين نقل مى‏كند:

 در صبحگاه روز نوروز به حضور امام صادق (ع) شرفياب شدم. حضرت از من پرسيد :

 معلى! آيا از امروز چيزى مى‏دانى ؟

 گفتم: خير! ليكن عجم‏ها(ايرانيان) امروز را بزرگ مى‏دارند و به همديگر تبريك مى‏گويند .

 امام فرمود: همانا گراميداشت امروز به سبب وقايعى است كه براى تو بازگو مى‏كنم.

 من از اين سخن امام خرسند شدم و اشتياق خود را براى شنيدن كلام امام ابراز داشتم و از ايشان خواستار بيان آن شدم. حضرت درباره سيماى نوروز به نمونه‏هايى از حوادث انجام شده اشاره فرمودند، از جمله موارد ذيل را بيان داشتند :

 1. پيمان ستاندن خداوند

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مِيثَاقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ لَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ أَنْ يَدِينُوا لِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ ؛ خداوند از بندگان خود پيمان ستاند كه تنها او را پرستش كنند و چيزى را شريك او قرار ندهند و پيرو رسول او، حجج الهى و اوليائش باشند.

 2. آغاز تابش خورشيد

 هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ ؛ نخستين بار خورشيد در آن طلوع كرد؛

 3. استقرار كشتى نوح‏

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِيِّ ؛ كشتى نوح بر كوه جودى قرار يافت؛

 4. بت شكنى ابراهيم‏

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي كَسَرَ فِيهِ إِبْرَاهِيمُ أَصْنَامَ قَوْمِهِ ؛ ابراهيم خليل بت‏هاى قومش را درهم كوبيد؛

 5. نزول جبرئيل‏

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي هَبَطَ فيه جبرئيلُ ع عَلى النّبي ص ؛ جبرئيل بر پيامبر خاتم فرود آمد؛

 6. پاكسازى بت‏هاى قريش‏

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع عَلَى مَنْكِبَيْهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ؛ رسول خدا(ص)، على (ع) را بر روى شانه‏اش قرار داد، تا او بت‏هاى قريش را از روى خانه خدا به زير افكند.

 7. بيعت با اميرمؤمنان (ع)

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ فِيهِ النَّبِيُّ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْعَهْدَ بِغَدِيرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَايَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَيْهَا وَ الْوَيْلُ لِمَنْ نَكَثَهَا ؛ پيامبر خدا (ص)، براى اميرمؤمنان (ع) در غدير خم، عهد و پيمان ستاند، و در آن روز بر ولايت على اقرار كردند، خوشا بر آنان كه بر ولايت او استوار ماندند و بدا به حال كسانى كه آن پيمان را شكستند؛

 8. ظهور مهدى (ع)

 هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي فِيهِ يَظْهَرُ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ وُلَاةَ الْأَمْرِ وَ يُظْفِرُهُ اللَّهُ بِالدَّجَّالِ وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا حَفِظَهُ الْفُرْسُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ(6)؛ نوروز، روزى است كه در آن قائم آل محمد (ع) ظهور مى‏كند و خداوند او را بر دجال پيروز مى‏گرداند، هيچ نوروزى نيست جز آنكه ما در آن فرج او را انتظار مى‏كشيم. نوروز از ايام ما مى‏باشد ؛ ايرانيان آن را بزرگ داشتند و شما (عرب‏ها) آن را ضايع ساخته، كوچك شمرديد.

 گويا پذيرش اين فرمايش براى گروهى سخت مى‏نمود كه امام صادق (ع) چنين بيان داشت :

 لَا يَعْرِفُ سَبَبَهَا إِلَّا الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ(7)؛ سبب‏اش را جز ريشه داران در دانش كسى نمى‏داند و نوروز همان روز نخست سال ايرانيان است.

 ب. آداب نوروز

 براى نوروز آداب خاصى را بر شمرده‏اند ؛ در پرتو فرمايش امام صادق (ع) ، به جز نماز نافله مخصوصى كه در اين روز مى‏توان خواند(8)، عمل به توصيه‏هاى ذيل نيز شايسته است :

 إِذَا كَانَ يَوْمُ النَّيْرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ وَ تَطَيَّبْ بِأَطْيَبِ طِيبِكَ(9) ؛ در روز نوروز غسل بنما و پاكيزه‏ترين لباس هايت را بر تن نما و خويش را با بهترين عطرها خوش بو كن .

 ج. پيام نوسازى‏

 روايت امام صادق (ع) بر محور «توحيد»، «نبوت»، «امامت» و سرانجام «حاكميت عدالت» استوار است؛ شاخصه‏هايى كه بشر را به نوسازى و تحول سوق مى‏دهد و مقاطع مختلف زندگى در پرتو دگرگونى و بهتر شدن را بهارى مى‏سازد و تلاقى آن با بهار طبيعت نيز به نوعى هدايت گر و رهنمون گر آدمى است.

 با توجه به اين نقش ويژه «نوروز»  مى‏توان سخن از مباركبادى نيز راند و آن را پاس داشت و آن را منهاى مسايل پيرامونى و خرافى كه در گذر زمان بدان آويخته است، در نظر داشت و فرهنگ اصيل ايرانى را نيز حفظ نمود.

 

 رهاورد نوروز

 در نخستين دعاى هنگام تحويل سال ، از خداوند دگرگونى حال و نيكو شدن طلب مى‏شود :

 يا مقلب القلوب و الابصار ، يا مدبّر الليل و النهار، يا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال(10) ؛ اى برگرداننده دل‏ها و ديده‏ها، اى تدبير كننده شب و روز، اى گرداننده حول و احوال؛ خال ما را به نيكوترين حال بگردان .

 با درنگ در اين دعا، بزرگترين رهاورد نوروز را در امور ذيل مى‏توان خلاصه مى‏شود:

 1. تلاش براى تغيير

 يكسان ماندن و تن ندادن به تغيير و تحول به شدت نفى شده است؛ آنگونه كه پيامبر خدا (ص) مى‏فرمايد:

 من استوى يوماه فهو مغبون(11)؛ هر كس دو روزش يكسان باشد، او مغبون است و ضرر كرده است‏

 2. انتخاب راه بهتر

 پس از تن دادن به تغيير، مهم گزينش راه بهتر و نيكو شدن است و لذا آنانى كه فردايشان از روز قبل بدتر است، مورد شماتت خواهند بود ؛ همانگونه كه رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد :

 من كان غده شرا من يومه فهو ملعون(12)

 3. تبديل بدى‏ها به خوبى‏ها

 زيباترين و كامل‏ترين نوع تغيير، تبديل بدى‏ها به خوبى‏ها و جبران خطاهاست ؛ شيوه‏اى كه قرآن براى آدمى ترسيم ساخته است ؛ آنكه «بعد از ستم كردنش توبه كند و به صلاح آيد»(13). اين دگرگون شدن و گذر از بدى به خوبى و اصلاح خود، در ادعيه ما نيز مشهود است :

 اللهم غير سوء حالنا بحسن حالك (14)؛ پروردگارا! بديهاى حال ما را به خوبى صفات خود تغيير ده.

 به فرموده اميرمؤمنان (ع)، آن كس كه به جبران نقص و بدى خود نپردازد، هواى نفس بر او مستولى خواهد شد و براى چنين انسان ناقص، بى نشاط و فرار كننده از دگرگونى و خوب شدن، مردن پسنديده‏تر خواهد بود؛

 

پی نوشت

1) سعدى .

2) لازم به ذكر است كه موضوع نوروز مورد نظر و توجه راويان حديث نيز بوده است، از جمله شخصيتى بنام نصر بن عامر بن وهب أبو الحسن السنجاري اثرى با عنوان «كتاب ما روي في يوم النوروز» به رشته تحرير درآورده است. رجال النجاشي، ص 429 .

3) حُكِيَ أَنَّ الْمَنْصُورَ تَقَدَّمَ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع بِالْجُلُوسِ لِلتَّهْنِئَةِ فِي يَوْمِ النَّيْرُوزِ وَ قَبْضِ مَا يُحْمَلُ إِلَيْهِ فَقَالَ ع إِنِّي قَدْ فَتَّشْتُ الْأَخْبَارَ عَنْ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمْ أَجِدْ لِهَذَا الْعِيدِ خَبَراً وَ أَنَّهُ سُنَّةٌ لِلْفُرْسِ وَ مَحَاهَا الْإِسْلَامُ وَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نُحْيِيَ مَا مَحَاهُ الْإِسْلَامُ فَقَالَ الْمَنْصُورُ إِنَّمَا نَفْعَلُ هَذَا سِيَاسَةً لِلْجُنْدِ. (المناقب، ابن شهر آشوب ، ج 4، ص  314 ؛ مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 387).

4) معلّى بن خُنَيس يكى از ياران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) است و به عنوان يكى از چهره‏هاى برجسته شيعى نيز بشمار مى‏آيد و شيخ طوسى و علامه حلى بر اعتبار سخن او گواهى داده‏اند.علامه حلى مى‏نويسد: «قال الشيخ أبو جعفر الطوسي في كتاب الغيبة بغير أسناد إنه كان من قوام أبي عبد الله عليه السلام و كان محمودا عنده و مضى على منهاجه و هذا يقتضي وصفه بالعدالة».

 (رجال العلامة الحلى، دار الذخائر، قم، 1411، ص 252 ؛ و ر.ك: الغيبة، شيخ طوسى، مؤسسه معارف اسلامى، قم، 1411، ص 347.) .

5) هذا الخبر مخالف لأخبار المعلى و يدل على عدم اعتبار النيروز شرعا و أخبار المعلى أقوى سندا و أشهر بين الأصحاب و يمكن حمل هذا على التقية لاشتمال خبر المعلى على ما يتقى فيه و لذا يتقى في إظهار التبرك به في تلك الأزمنة في بلاد المخالفين أو على أن اليوم الذي كانوا يعظمونه غير النيروز المراد في خبر المعلى. (بحارالأنوار، ج 56، ص  101 ).

6) وسائل‏الشيعة، حر عاملى، ج 8، ص 173 ؛ بحارالأنوار، محمد باقر مجلسى، ج 56، ص 119 و 120 ؛ مستدرك الوسائل، ميرزاحسين نورى، ج 6، ص 322 .

7) وسائل‏الشيعة ج : 8 ص : 173

8) مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ ع فِي يَوْمِ النَّيْرُوزِ  قَالَ:..«فَإِذَا صَلَّيْتَ النَّوَافِلَ وَ الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ فَصَلِّ بَعْدَ ذَلِكَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي أَوَّلِ كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي الثَّانِيَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ وَ فِي الثَّالِثَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ فِي الرَّابِعَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ تَسْجُدُ بَعْدَ فَرَاغِكَ مِنَ الرَّكَعَاتِ سَجْدَةَ الشُّكْرِ وَ تَدْعُو فِيهَا يُغْفَرُ لَكَ ذُنُوبُ خَمْسِينَ سَنَةً.» وسائل‏الشيعة، ج 8 ، ص 173.

9) وسائل‏الشيعة ج : 3 ص : 336

 10) ر.ك: مفاتيح الجنان .

11) إرشادالقلوب، ج 1، ص 88 ؛ عوالي‏اللآلي، ج 1، ص 285

12) مجموعة ورام، ج 2، ص 30

13) مَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ» ؛ مائده (5)، آيه 39.

 «وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً» ؛ هركس توبه كند و كار شايسته انجام دهد. فرقان(25»، آيه 71.

14) المصباح‏للكفعمي، ص 618

[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 17:41 ] [ محمد باقر پورامینی ] [ ]
 

شمار ۳ حاشیه

خارج از دستور

«اگر به نيت ماليه و رياست دنيا و غلبه بر امثال و اقران، درس بخوانند تن به زحمت چيز فهمي ندهد» اين نکته‌سنجي آيت الله آقانجفي قوچاني در کنار ظرافت‌هاي ديگر، کتاب سياحت شرق را براي هر مخاطبي خصوصاً طلبه‌هاي جوان، جذاب و خواندني کرده است. در حاشيه اين متن؛ نکاتي کوتاه طرح مي شود: 
1. «عالم موثر» شدن غرض نهايي از ورود تک تک ما به حوزه‌هاي علميه بوده و هست و بديهي است درس بايد فضاي حاکم بر زندگي باشد. به متعلمين هم اينگونه توصيه مي شود که «طالب علم بايد افکاري را که موجب پريشاني فکر و مانع تحصيل است، از خود دور کند و تمام فکر خود را بر آموختن علم متمرکز کند». مي توان خود را مخاطب اين توصيه حضرت خضر قرار داد که به حضرت موسي فرمود : «اگر دانش مي‌خواهي خود را وقف آموختن آن کن، زيرا دانش نصيب کسي مي‌شود که تمام وقت خود را صرف آموختن آن کند» 1. 
2. باور کنيم که خواسته و نخواسته، حواشي را زياد کرده‌ايم و در دام پراکنده‌کاري افتاده‌ايم ؛ بخشي از به هم ريختگي تحصيل  و بحث، غم و غصه روزي و مخارج زندگي است ‌و گاهي همين فکر، باعث مي‌شود که طلبه بخشي از بهترين وقت خود را صرف به‌دست‌آوردن معاش کند و به همان مقدار از تحصيل علم بازماند و گاه اشتغال به تحصيل از دستور زندگي طلبه خارج مي‌شود. با مشورت اساتيد ، نسبت درس و زندگي را تعريف کنيم تا فضاي غالب درسي را پاس داريم؛ به اين فرمايش امام صادق به عنوان يک منشور الهي باور کنيم که فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَمَا يُدْرِكُهُ الْمَوْت» 2.
پي نوشت: 1. شهيد ثاني ، منيه المريد، ص 140 2.کليني، کافي، ج2، ص 57.

[ جمعه 21 بهمن1390 ] [ 9:34 ] [ محمد باقر پورامینی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

پيوندهای روزانه
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

بک لينک